87/05/21
ماجرای وزارت کردان و آینده نظام
اولین و مهمترین اصل بقا و پایداری جوامع بشری، وجود امنیت و تامین شاخصه های سنجش امنیت به معنای عام است. در دنیای معاصر، میزان کارایی حکومت ها با توجه به میزان امنیت حاکم بر جامعه ارزیابی میشود. در همین راستا در سیستم حاکمیتی جمهوری اسلامی در ایران، بخش مهم تامین امنیت بر عهده وزارت کشور نهاده شده است و شاخص ترین عیار سنجش کارایی حاکمیت، توجه به عملکرد وزارت کشور است. در واقع مرجع کلیدی رعایت قانون و اجرای عدالت وزارت کشور است.
پروندهای که در مقطع فعلی در رابطه با کاندیدای وزارت کشور دولت تغییر دهنده مناسبات جهانی باز گردیده است، جزو مواردی است که مبنای قضاوت هر شهروندی نسبت به کل حاکمیت قلمداد میشود. در این رابطه مشخصاً عملکرد شخص وزیر ناکاردان، مجلس فرمایشی، دولت هوچیگر قانون گریز، قوه فشل قضاییه و نهاد رهبری قابل بررسی است. اینکه فردی به ظاهر متعهد، کلیه معیارها و ضوابط را زیر پا گذاشته، در کمال اعتماد و اطمینان به خود، مجموعه شهروندان یک کشور را با اعمال و کردار خود چون چارپا انگاشته و در این راه کوچکترین احساس ناراستی، پلیدی و پلشتی از او سر نمیزند و قرار بر ریاست ایشان بر بنیادی ترین وزارتخانه کشور است، نشان از خوانده شدن فاتحه جمهوری اسلامی است.
مرور نحوه شکل گیری مجلس فعلی نیز نشان میدهد که انتظار عملکرد بهتر از نمایندگان وکیل الدوله و متملق و در نگاه خوش بینانه، خنثی و ضعیف عین حماقت است و آینده دموکراسی در ایران به گورستان ختم میشود.
در باب احوالات دولت شعارگرا، بی برنامه و معجزه گر نیز فقط ذکر این نکته ضروری است که در عقب مانده ترین سیستم های کشورداری نیز میزان توجه به شعور و رای و نظر مردم و کارشناسان بیشتر از آن است که ما شاهد آن هستیم و ای کاش تنها مشکل حال حاضر، ضعف و ناتوانی در اداره کشور بود که آقایان مدعی برهم زدن مناسبات جهانی و ارائه الگویی موفق از نظام حاکمیتی بدیع به جهان هستند و بدیهی است که امیدی به تنبه اینان نیست مگر آنکه آنان نیز همگام با غرق شدن کشور غرق شوند و بساط شان برچیده شود و پناه بر خدا از آن روزی که مردم عادی نیز تاوان عملکرد ناصواب آنان را بپردازند.
نهاد قضایی کشور نسبت به عدم پیگیری پرونده های مشابه و قصور مطلق در سکوت چندین ساله در باب موضوعات مشابه شایسته توبیخ است و البته این تنها یک شاهکار از ناکارایی، فساد و انحطاط روزافزون این بخش کنترل کننده نهادهای حاکمیتی نیست.
در نهایت آن که، تمام عوامل تحت نظارت عالیه قرار دارند و عملکرد ناصواب آنان که آینده تاریک و مبهم حاکمیت و کشور را در برابر دیدگان ملت ترسیم کرده، به حساب دیده بان گذاشته میشود.
با این اوصاف، غیر از حرص خوردن و گریستن بر سرنوشت مردمان این سرزمین، تنها میتوان انتظار معجزه را کشید که غیر از آن نوری در پیش روی خیل جوانان و انبوه چشم انتظاران هویدا نیست.
