تبليغاتX
دريچه اي به سوي هستي

88/06/03

داد از بیدادگاه

نمایش مضحک و نفرت انگیز جلسه چهارم دادگاه سران حزب مشارکت که با بی آبرویی تمام  برگزار و در اغلب شبکه های سیمای کریه اقتدارگرایان به اکران عمومی در آمد بیش از آنکه اعتماد از دست رفته مردم به حکومت را باز گرداند بر شدت تنفر و انزجار جوانان و قاطبه فرهیختگان و نخبگان کشور نسبت به عملکرد ناصواب حاکمان اقتدار گرای مستبد افزود.

آنچه بر اعضا و برجستگان سیاسی حاضر در بیدادگاه در زندانهای قرون وسطایی حکومت مرتجعین رفته است شاید که پیغمبر خدا را نیز وادار به افشاگری بر علیه خدا نماید. چه رسد به انسانهایی زمینی با تعلقات خاطر دنیوی و طاقت محدود تحمل در برابر ناملایمات و شکنجه های روحی و جسمی. در صراحت و صداقت آنچه رفت می توان به قوانین جزایی و قضایی اغلب سیستم های قضایی رایج بین المللی و ملی کشور ها اشاره کرد که اعترافات این چنینی را به دلیل شرایط داخل زندان و محدودیت ها و محذوریتهای متهمان فاقد مشروعیت و غیر قانونی می دانند. البته قوانین موجود کشور نیز در حد تئوریک و بر روی کاغذ چنین محاکمات را به رسمیت نمی شناسد. لکن کدام قانون مدنی توسط اقتدارگرایان به نفع مصادره نگردیده است.

شخصیت ها و بزرگان حاضر در محکمه ظلم علوی نمایان بیش از آنکه به سبب شخصیت حقیقیشان مستوجب جلب حساسیت آحاد نخبگان و عوام ملت باشند به واسطه تعلق به طرز تفکری خاص در تعاملات ملت - دولت به عنوان نماد و جریان ماندگار مطرح هستند . اعترافات تحت فشار آنها اگر چه از طرف اکثریت جامعه پذیرفتنی و قابل باور نیست با این حال، حتی ندامت واقعی آنها و بازگشت از آرمانهای اصلاحی و انسانی و تبدیل تک تک عزیزان دربند به حسین شریعتمداری ها و حداد ها رکود و قصور و سکونی در حامیان فکر و اندیشه این جریان پدید نخواهد آورد.

طلب آزادی شعار همیشگی مردمان کشورهای جهان سوم است. آزادی در بیان اندیشه و انتخاب شیوه اجرایی در جامعه ما عملا با زنجیر استبداد مهار شده و نخبگان و اندیشه وران با تحقیر مرتجعین و خشونت گرایان به پیکرهایی بی روح و سرد و ساکت می مانند که نگاه آنها به سان بهت و شگفتی اصحاب کهف بعد از خواب طولانی مدت است. انگار که از دنیایی دیگر آمده اند. 

آنچه امروز در ایران می گذرد بیش از هر چیز ناپایداری شرایط سیاسی ایران را در مقطع کنونی نشان می دهد. صف آرایی شکل گرفته در سطوح بالای حکومت و التهابات کم رنگ شده با هر حادثه ای به اوج خواهد رسید و البته کنترل آن به آسانی نخواهد بود. جامعه دانشگاهی عملکرد ناصواب حاکمان را در اداره کشور بر نمی تابد و حرکت و داد خواهی دانشگاه استیصال حاکمان و حمایت مردمان را در پی خواهد داشت. اگرچه سردمداران نشان داده اند که برای حفظ قدرت به هر ابزاری و هر فعلی دست خواهند یازید اما آنچه مطرح است این است که تا کی و تا کجا؟ روزهای آینده جامعه ایرانی آبستن حوادث بزرگی خواهد بود و آه مظلومان به آرامی رخ خواهد نمود و آستانه اعمال قدرت نامشروع حکومت را نشان خواهد داد.

اما در مقطع کنونی و در برابر محاکمات پیش رو، از رهبران جنبش سبز بویژه آقایان موسوی و کروبی و خاتمی انتظار می رود سکوت را کنار گذاشته و به حمایت عملی و علنی از در بند شدگان بیگناه بپردازند و در این مسیر از راههای ابتکاری چون حمایت رسمی از معترفین تحت فشار و اعلام آمادگی جهت دستگیری، برگزاری تجمعات اعتراضی با حضور خود و حتی اعلام کفن پوشیدن وبه خیابان آمدن و ... استفاده کنند. چرا که سکوت آنان به تعبیر اقتدارگرایان عقب نشینی است و  شرایط به گونه ای است که اگر در ماجرای تیر خوردن حجاریان نماینده رهبری برای عیادت ایشان به بیمارستان می رفت اکنون نمایندگان رهبری در بیدادگاه از ایشان اعتراف گرفته به زعم خود بر تابوت اصلاحات آخرین خنجرهای مسموم خود را وارد می آورند باشد که چند صباحی بیشتر بر مسند نشستگان به ریاست خود دوام بخشند و هر گز چنین مباد.

 

 
نوشته شده توسط افق در 22:13 |  لینک ثابت   •