87/12/20
بیانیه اعلام نامزدی میرحسین موسوی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری
بسم الله الرحمن الرحيم
انتخابات رياست جمهوري كه بزرگترين جشنواره جمهوريت در نظام ماست نزديك ميشود. در آستانه اين رويداد سرنوشتساز جاي آن است كه هر جان شيفته عدالت و آزادي و استقلال و توسعه كه به تحقق اين آرمانها در چارچوب جمهوري اسلامي فكر ميكند به وظائف و تعهدات خود از نو بينديشد و با هدف استقرار يك جامعه ارزشي مبتني بر آموزههاي اسلام ناب محمدي (ص) و متكي بر انديشههاي حضرت امام خميني مسئوليت خويش را بازشناسي كند. بر مردم شريف ايران پوشيده نيست كه اينجانب طي ماههاي گذشته با كمك و همفكري آنان در تكاپوي اين جستجو بودهام؛ وضعيت كشور ، انتخابهاي پيشرو ، حوادث ممكن، ظرفيتهاي موجود و بسياري نكات خرد و كلان ديگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پيشتر رفتم همان دلايل و عواملي كه در وهلههاي گذشته به عدم حضور در صحنه انتخابات فرا ميخواندند بيشتر مرا متقاعد كردند كه اين زمان زماني ديگر است و حضور را ايجاب ميكند. اينك نه از روي خودپسندي تا ارزشها و ارجمنديهاي همگنان را ناديده بگيرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پيش رو را ناچيز و بضاعت اندكم را كافي از توكل به خداوند بدانم، بلكه به اميد اداي وظيفه قصد خويش را براي نامزد شدن در دوره دهم از انتخابات رياست جمهوري اعلام مينمايم.
مستضعفان اين مطمئنترين پايگاه براي ارزشهاي برآمده از انقلاب اسلامي و آمادهترين قشر براي اصلاحگري و پايبندترين پشتوانه براي اصول و اصولگرايي صبورانه بهگوشند كه آيا فرزندان مصدرنشينشان همچنان به جايگاه عزيز آنان اقرار ميكنند و بر وظايف تخطيناپذيرشان در حمايت از منافع محرومين اصرار ميكنند. معناي اين انتظار را چگونه لمس كرده است كسي كه نداند در سفرههاي كوچك آنان اوليتر از نان اعتناي صادقانه به ارزشهايي است كه جان جوانانشان را خرج آن كردهاند؟ اين اولويتي است كه چشمههاي بركت را از زمين ميجوشاند. تنها نمونهاي از اين جوشش دستآوردهاي برگشتناپذير جوانان دانشمند ما در زمينه انرژي هستهاي است. اگر سرهاي آنان در مقابل اجنبي خم بود و يا احساس ميكردند كه آزادي گفتن و شنيدن و انتخاب كردن ندارند هرگز چنين جوششهايي از آنان سر نميزد. ما اين كاميابيها را با هزينه كردن بودجههاي نجومي به دست نياوردهايم، بلكه ارزشها هستند كه چنين ميوه دادهاند و بركت آفريدهاند.
بهويژه جا دارد كه ارزش آزادي در اين عصر مورد توجه چندينباره قرار گيرد. اين آرماني است كه خرازيها و باقريها و باكري ها در پاي آن جان دادهاند، زيرا اگر آنان و يارانشان نميايستادند از جمله نخستين نعمتهايي كه از ما سلب ميشد آزادي بود. ما را چه ميشود كه به كمترين بهانه خانه آرزوهاي همت را خراب ميكنيم تا به جايش برجهايي از جاهطلبي خود بسازيم؟ بايد بدانيم كه گشودگي در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز كوشش براي يافتن راه حل هايي كه به نيرومند شدن اقتصاد كشور بيانجامد ، فضاي كسب و كار را رونق دهد و از نيروهاي مولد و توليد ملي حمايت همه جانبه كند از اهميت نخواهد انداخت .
شايد كساني تصور كنند عجله براي عملي كردن چنين نيت خيري استفاده ازهر شيوهاي را مباح ميكند، ولو اين كه شامل قانونشكنيهاي گسترده باشد . اين کار صرفا نقض عهد با ملت نيست بلکه انکار خرد جمعي است. اينجانب صراحتا اعلام خطر ميكنم كه تداوم چنين رويهاي به آشفتگيهاي لاعلاج در نظام مديريتي منجر ميشود، تا جايي که يک روز در كشور سنگي بر روي سنگ نماند. آيا فرصت هايي که تبعيت از قانون در اختيار قرار ميدهد پيش از اين مستهلک شده است که دست به اين بازي خطرناک ميزنيم؟ قانون اساسي ما براي رسيدن به همين اهداف داراي ظرفيتهاي عظيمي است كه همچنان ميتوانند به فعليت برسند. به ويژه راهبردهاي ارزشمندي كه اصلهاي 43 و 44 از اين ميثاق ملي را شكل دادهاند نياز به توجه بيش از پيش دارند و ما موظفيم منابع كمياب موجود را با تخصيص حداكثري در جهت تحقق هرچه كاملتر آنها به كار بنديم و از هدر دادن اين منابع در خدمت منافع كوتاه مدت و اغراض سياسي كم بها جلوگيري كنيم .
اينجانب ادعا نميكنم كه اهداف پيش رو به صرف انتخاب يك شخص قابل دستيابي است، بلكه خواست عمومي براي تجديد نظر در سياستها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي و تكيه بر ارزشهاي بنيادين زائيده از آن در سطح عموم است كه ميتواند ضامن چنين تحولي باشد. حتي در آن صورت نيز نبايد منتظر معجزه بود. به ياد داشته باشيم كه يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامة عمل نمي پوشند برتري دارد.
به زودي شور مبارزات انتخاباتي فراگير ميشود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعههايي از آنچه كه هست را به مردم ميچشاند و نمونهاي از دولتي كه برقرار خواهد كرد را در معرض ديدگان بينا قرار ميدهد. شايد نتوان يك انتخابات جدي را در فضايي خالي از خردهگيري، به ويژه نسبت به دولتي كه حاكم است در نظر آورد. با اين همه لازم است كه احترام دولت قانوني جمهوري اسلامي به دقت رعايت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فريب ارائه گردد.
در جريان فعاليتهاي انتخاباتي، ستاد اينجانب حق چاپ و تكثير عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمنداني كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنه تبليغات شوند نيز انتظار دارم كه به اين خواسته خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من نوشته ساده يك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شيشه مغازهاش دلنشينترين و موثرترين الگوي تبليغاتي است. اين نه بدان معناست كه استفاده از تصوير را الزاما مسرفانه و يا فريبكارانه بدانم، بلكه ميخواهم از كارهايي كه شايعه شيوعشان را در فصول انتخابات شنيدهام، و اميدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكيدترين وجهي پيشگيري كنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنه انتخابات خدشهدار ميكند. چنانچه نام اينجانب در معرض اسائه قرار بگيرد انتظار از علاقمندان و حاميان، سكوت است، چه رسد به آن كه خدايناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بيادبي نسبت به كسي شوند و نوشته يا گفته ناحقي را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردي رخ دهد كه بر حسب موازين اخلاقي و قانوني نياز به پيگيري داشته باشد ستاد به وظيفه خود در اين زمينه عمل ميكند. همچنين از همه عزيزان و دوستان تقاضا دارم به هيچوجه از امكانات و اموال عمومي، چه به صورت مستقيم و يا غير مستقيم، در امور انتخاباتي استفاده نكنند.
و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نياز به همفكري همه انديشهها و گفتمانها ، كه به وحدت و انسجام تمامي نيروهاي توانمند كشور نيز نيازمند است. اميدوارم با پختگي و حكمتي كه در دلسوزان وجود دارد بتوانيم سرانجام به اين هر دو ضرورت پاسخي درخور بدهيم.
براي مردم ايران آرزوي بهروزي ميكنم و از ايزد منان تقاضا دارم به بهترين وعدههايي كه به برترين بندگان خويش داده است در مورد اين ملت بزرگوار وفا كند، كه پيامبرانش گفتهاند: فمن تبعني فانه مني.
87/12/12
اولویت دستگاه قضا: محاکمه جنایتکاران جنگ غزه!
تصور نسل امروز از رابطه دولت- ملت با توجه به فاصله فاحش پیش آمده بین خواست قاطبه ملت و اراده تحقق بخش دولت مبسوط الید ( به معنای عام)، آن است که اصولاً دولت نه برای تامین رفاه ملت و تحقق بخشی خواسته های مشروع و قانونی آنان، بلکه به عنوان مجموعه ای مستقل با اختیاراتی نامحدود و نظارت ناپذیر - که وظایف نداشته اش را نیز خود تعیین میکند – عمل می کند.
داستان فلسطین و غزه و نوع نگاه حاکمیت ایران به این مساله بویژه جنگ غزه، ناخودآگاه پرسشهایی را در ذهن هر شهروند ایرانی مطرح می کند. این پرسشها، اساساً زاییده مشاهده عملکرد متناقض حاکمیت و نحوه اولویت بندی های ناصحیح حاکمان در تشخیص منافع کشور است. طبیعتاً هر انسانی از مشاهده جنایت بر علیه انسان دیگر فارغ از ملاکهای تبعیض آفرین همچون دین، نژاد و قومیت و … متاثر می شود و این امر بارها به عینه در جریان جنگ ها، ترورها و اعمال ضد انسانی دیگر و نوع واکنش جامعه جهانی بویژه تجمعات خودجوش مردمی در نقاط مختلف دنیا مشاهده شده است. با این حال، نگاه منحصر به فرد و عجیب نظام حاکم به این مساله به گونه ای است که به نظر می رسد دولتمردان حاکم با بی مسئولیتی هرچه تمام، ماجراجویی های تنش زای منطقه ای و حتی جهانی خود را به خاطر اهدافی موهوم – اگر وجود داشته باشد – ادامه می دهند. شاهد ماجرا پرسشهای بی جوابی است که در پی می آید:
-
منافع ایران تا چه میزان و تا کجا به سرنوشت فلسطین گره زده شده است؟
-
محکومیت جنایت حداقل انتظار جامعه جهانی از حکومت ها است . البته نظام حاکم در این زمینه پیش روتر از بقیه است، اما پرسش اینجاست که با کدام معیار ( ایدلوژی - منافع اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی و ...)، میزان حمایت از گروههای فلسطینی ارزیابی می شود؟ اگر بناست منافع فدای ایدلوژی حاکم شود، پس تجربه جنگ قره باغ، چچن و مناقشات مشابه دیگر و واکنش حاکمیت چگونه توجیه می شود؟ طبیعتاً صحبت از اولویت منافع در حوزه های مختلف با توجه به عملکرد انگشت نمای مسئولین در بین سیاستمداران سایر کشورها در قبال این موضوع و وضعیت اسف بار کنونی حاکم بر کشور بی معنی است.
-
با درنظر گرفتن تعصبات اعراب نسبت به همدیگر حداقل در قبال ایران و ایرانی و در موضوع جزایر ایرانی و سایر موضوعات، موضوعیت پیش گامی ایران در حمایت از گروههای فلسطینی نسبت به کشورهای مهم عربی نظیر مصر و عربستان و ... چگونه توجیه پذیر است. حمایت ایران از گروههای فلسطینی، مورد سرزنش و شماتت امریکا و اسرائیل از یک سو، بخش اعظم اعراب از سوی دیگر و موجب آفرینش دید منفی نسبت به ایران و ایرانی به عنوان ماجراجویان غیرمسئول گردیده است. پرسش اینجاست که با کدام دلیل قانع کننده، این عملکرد تایید می شود؟
-
گرچه نیازی به اشاره به وضعیت تاسف بار اقتصادی مردمان این سرزمین نیست، با این وجود ضمن یادآوری اولین و مهمترین مسئولیت هر حاکمیتی در تامین امنیت و سلامت مردم و قصور و بی مسئولیتی دست اندرکاران در تامین امنیت و سلامت جامعه بویژه
-
امنیت سیستان و بلوجستان و استانهای مشابه که قتل و کشتار و سربریدن مردم و نظامیان وظیفه بیگناه شاهدی بر فقدان آن است.
-
وضعیت تاسف بار ارائه خدمات در بیمارستانها و فقدان پوشش حداقلی حمایت های درمانی از اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه – به عنوان یک نمونه متاثر کننده، تصاویر منتشر شده از دانش آموزان دچار حریق شده در یکی از مدارس کشور و وضعیت آنان بعد از چندین سال-
-
وضعیت نامطلوب معیشتی مردم به اذعان و اعتراف اکثریت
-
سیل عظیم جوانان جویای کار و گستردگی شیوع اعتیاد در کشور
-
و ...
-
این سوال مطرح می شود که با کدام مجوز قانونی و شرعی، سرمایه های مادی کشور به صورت بی حساب صرف تجهیز، تسلیح، تشویق، تهییج و درمان دیگران می شود؟
