87/06/27
چند سوال بی جواب
۱- چرا قانون در آشکارترین شکل ممکن - مثلاْ ماجرای وزارت کردان - زیر پا لگد مال می شود؟
۲- تا کی بناست حکومت با ابزار دین و حربه های دینی قصور و کاستی های خود را توجیه کند؟ چرا هاله های نور به داد مردم نمی رسد و فقط مسئولان را دربر می گیرد؟
۳-آیا نسخه اجرا شده دین خدا در کشور باید مبنای داوری نسل جوان نسبت به دین و مذهب باشد؟
۴- آیا وقت آن نرسیده است که صنف روحانی از ادعای کشورداری و اشراف و تسلط بر اغلب حوزه ها دست برداشته متناسب با توانمندی های صنفی خود به ایفای نقش در جامعه بپردازد؟ آیا وقت آن نرسیده نگاهی به عملکرد صنف روحانی در این سی سال شده، ضمن بازبینی مسیر طی شده، احیاناْ به اصلاح مسیر و احیای مجدد کارکرد موثر و جلب اعتماد مردم نسبت به دین و نهاد روحانیت اقدام شود؟
۵- درآمد بی سابقه نفت در این سه سال کجا رفته است؟ چرا شکاف عمیق طبقاتی و بی عدالتی فزاینده موجب تحریک و تحرک مردم نمی شود؟
۶- چرا دروغ های شاخدار رئیس جمهور چندان جدی گرفته نمی شود؟
۷- چرا اقدامات نپخته، احساسی، عوام پسند و غیر قانونی رئیس جمهور با واکنش نهادهای مسئول و انسان های آزاده مواجه نمی شود؟
۸- چرا باید امثال کروبی با توهمات خود ساخته رویای ریاست جمهوری ایران را داشته باشند؟ و چرا کشوری با پتانسیل های فراوان از جهت نیروی انسانی و منابع شگرف سکانداری چون احمدی نژاد و فیلتری چون جنتی داشته باشد؟
۹- چرا اغلب سیاسیون بعد از انتخابات از تقلب گسترده سخن می گویند اما باز دم انتخابات همه را به شرکت در انتخابات و رای دادن به آنان دعوت می کنند؟
۱۰- چرا مردم این قدر نادان و کژ فهم انگاشته می شوند؟
و بسیار سوالات بی پاسخ دیگر. کاش پاسخی بر این سوالات وجود داشت.
